تبلیغات
دین وزندگی دبیرستان (نمونه دولتی مهر) شهر خدابنده
بسم الله الرحمن الرحیم
كتابهای دین و زندگی


تاریخ : شنبه 30 مرداد 1395 | 11:57 ق.ظ | نویسنده : باب اله عزیزی | نظرات
 پیروان بسیارى از ادیان و مذاهب معتقدند كه در یك عصر تاریك و بحرانى كه فساد و ظلم همه جا را فراگرفته، یك نجات دهنده بزرگ جهانى قیام خواهد كرد و با مدد غیبى وضع آشفته را اصلاح مى‌‏كند.

هر ملّتى او را با لقب مخصوصى مى‌‏شناسد و او را از ملت خود مى‌‏دانند، یهودیان او را به‏نام سرور میكائیلى و مسیحیان به‏نام مسیح موعود و زرتشتیان به‏نام سوشیانس (به ‏معناى نجات‏ دهنده جهان) و مسلمانان به‏نام مهدى منتظر مى‌‏شناسند.

... آنچه را كه در این ادیان و مذاهب وعده داده شده، مطابق است با روایات اسلامى، از باب نمونه به موارد مختصرى اشاره مى‌شود.

در كتاب (دید) كه نزد هندویان از كتب آسمانى است آمده: پس از خرابى دنیاپادشاهى در آخر الزمان پیدا مى‌‏شود كه پیشواى خلائق باشد و نام او منصور (که در روایات ما لقب امام زمان عج است)   باشد و تمام عالم را بگیرد و به‏دین خود در آورد و همه كس را از مؤمن و كافر بشناسد و هر چه از خدا خواهد بر آید.

در كتاب (زند) كه از كتاب‏هاى مذهبى زردشتیان است چنین آمده: آنگاه فیروزى بزرگ از طرف ایزدان برانگیخته مى‌‏شود، و اهریمنان را منقرض مى‌‏سازند و تمام اقتدار اهریمنان در زمین است و در آسمان راه ندارند و بعد از پیروزى ایزدان و بر انداختن تبار اهریمنان، عالم كیهان به سعادت اصلى خود رسیده بنى آدم بر تخت نیكبختى خواهد نشست.

همچنین در تورات، در سفر تكوین از دوازده امام كه از نسل اسماعیل بوجود مى‌‏آیند سخن گفته شده است.

و در مزامیر حضرت داود علیه السلام آمده است:... و امّا صالحان را خداوند تأیید مى‌‏كند... صالحان وارث زمین خواهند بود و در آن همیشه ساكن خواهند بود.»[۱]

آقاى حسن قائمیان در صفحه ۱۷ كتاب ظهور و علائم ظهور  مینویسد:  «قسمت اعظم ترجمه متن‏هاى پهلوى صادق در باره ظهور و علائم ظهور است، و اگر روی هم رفته نظر كنیم به همه متون پهلوى ترجمه صادق (هدایت) باید بگوئیم كه تماما جنبه مذهبى دارد.

موضوع ظهور و علائم ظهور موضوعى است كه در همه مذاهب بزرگ جهان واجد اهمیت خاصى است. و در همه مذاهب مشترك است و آرزوى مشترك همه معتقدین بمذاهب بزرگ را تشكیل میدهد... از این رو در همه قرون و اعصار آرزوى یك مصلح بزرگ جهانى در دلهاى خدا پرستان وجود داشته است و این آرزو تنها در میان پیروان مذهبهاى بزرگ مانند زرتشتى، یهودى، مسیحى و مسلمان سابقه ندارد، بلكه آثار آن را در افسانه‏هاى یونان، در افسانه‏هاى میترا در ایران، در كتابهاى قدیم چینیان و در عقائد هندیان و در بین اهالى اسكاندیناوى و حتى در میان مصریان قدیم و بومیان وحشى مكزیك و نظائر آنها نیز میتوان یافت.»[۲]

[۱]. ر.ك: دوازده گفتار درباره حضرت مهدى ع- حسین اوسطی - ص  ۲۸۵.
[۲]. مهدى موعود ع، ترجمه علی دوانی،  مقدمه، ص: ۱۷۷.

 مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی



تاریخ : یکشنبه 12 دی 1395 | 07:59 ق.ظ | نویسنده : باب اله عزیزی | نظرات
تاریخ : جمعه 10 دی 1395 | 12:44 ب.ظ | نویسنده : باب اله عزیزی | نظرات
تاریخ : سه شنبه 16 آذر 1395 | 08:43 ق.ظ | نویسنده : باب اله عزیزی | نظرات
رحم کنیم

حدیث عجیبی است که کسی خدمت امام صادق(ع) رفت و گفت:

 من از کسی طلب دارم. آن آقا ندارد طلبش را بدهد.

 می‌خواهد خانه‌اش را بفروشد تا دین مرا بدهد. اشکال دارد؟

امام صادق فرمود: «أُعِیذُكَ‏ بِاللَّهِ‏ أَنْ تُخْرِجَهُ مِنْ ظِلِّ رَأْسِه‏»

 (کافی/ج5/ص97)

به خدا پناه ببر از اینکه کسی را از سایبانش بیرون کنی.


☀️✏️نکات ناب✏️☀️

دل هایتان سرشار از یاد خدا

اللّـٰهُمَّ صَلِّ عَلےٰ مُحَمَّدٍ وَّ آلِ مُحَمَّدٍ وَّ عَجِّلْ فَرَجَهُم


رحم کنیم

حدیث عجیبی است که کسی خدمت امام صادق(ع) رفت و گفت:

 من از کسی طلب دارم. آن آقا ندارد طلبش را بدهد.

 می‌خواهد خانه‌اش را بفروشد تا دین مرا بدهد. اشکال دارد؟

امام صادق فرمود: «أُعِیذُكَ‏ بِاللَّهِ‏ أَنْ تُخْرِجَهُ مِنْ ظِلِّ رَأْسِه‏»

 (کافی/ج5/ص97)

به خدا پناه ببر از اینکه کسی را از سایبانش بیرون کنی.


☀️✏️نکات ناب✏️☀️

دل هایتان سرشار از یاد خدا

اللّـٰهُمَّ صَلِّ عَلےٰ مُحَمَّدٍ وَّ آلِ مُحَمَّدٍ وَّ عَجِّلْ فَرَجَهُم


رحم کنیم

حدیث عجیبی است که کسی خدمت امام صادق(ع) رفت و گفت:

 من از کسی طلب دارم. آن آقا ندارد طلبش را بدهد.

 می‌خواهد خانه‌اش را بفروشد تا دین مرا بدهد. اشکال دارد؟

امام صادق فرمود: «أُعِیذُكَ‏ بِاللَّهِ‏ أَنْ تُخْرِجَهُ مِنْ ظِلِّ رَأْسِه‏»

 (کافی/ج5/ص97)

به خدا پناه ببر از اینکه کسی را از سایبانش بیرون کنی.


☀️✏️نکات ناب✏️☀️

دل هایتان سرشار از یاد خدا

اللّـٰهُمَّ صَلِّ عَلےٰ مُحَمَّدٍ وَّ آلِ مُحَمَّدٍ وَّ عَجِّلْ فَرَجَهُم





تاریخ : دوشنبه 15 آذر 1395 | 04:45 ب.ظ | نویسنده : باب اله عزیزی | نظرات
✍ امام علی فرمودند (ع) :
همــانا انسان تا وقتی که در نماز است جسم
او و لباسش و فـرش زیر پایش و در و دیوار اطـرافش و هـــر چــه در اطراف او می‌باشـد
تسبیح خـدا میگوید پس چه زشت است که
انسان در نـــماز متوجه خدای عزوجل نشود
و از فرش زیر پایش پست تر گردد. ...
"میزان الحکمه ج 5 ص 377"

هرگاه خـــــدای سبحان مصلحت بنده ای را
بخواهد به او الهام میفرماید که کم صحبت
کند و کم بخورد و کم بخوابد ...
"الوسائل ج 3 ص 61"


تاریخ : دوشنبه 15 آذر 1395 | 04:45 ب.ظ | نویسنده : باب اله عزیزی | نظرات
نمرات مستمر دین و زندگی دهم تجربی دبیرستان نمونه دولتی مهر خدابنده - پاییز 95
دریافت نمرات 


طبقه بندی: اطلاعیه،

تاریخ : جمعه 12 آذر 1395 | 08:26 ب.ظ | نویسنده : باب اله عزیزی | نظرات
خلاق نیک

پیامبر (ص)فرمودند:

«یا علی لكل ذنب توبة إلا سوء الخلق‏ فإن صاحبه كلما خرج من ذنب دخل فی ذنب‏»

 تعبیر بسیار تندی است.

✔️ فرمودند: یا علی هر گناهی توبه دارد و آمرزیده می‌شود الا بد اخلاقی. یعنی خدا بد اخلاقی را نمی‌آمرزد. آدم‌های بد اخلاق و خشن بنشینند بگویند: الهی العفو! هیچ گناهی از اینها آمرزیده نمی‌شود.


توبه‌ی آدم بد اخلاق قبول نمی‌شود.


فرمودند: آدمی که افعال و کردارش دائم بد دهانی و بد زبانی و بد اخلاقی است، می‌گوید: ببخشید و باز دوباره دو ثانیه بعد شروع می‌کند. این چه فایده دارد! اگر از بد اخلاقی بیرون بیاید. استغفار هم نکند، خدا او را می‌آمرزد.

 ولی با وجود تندی و عصبانیت و بد اخلاقی هرچه هم استغفار کند هیچ فایده ندارد.

در کتب معتبر اصول کافی و وسایل الشیعه هست که خدا توبه‌ی آدم بداخلاق را قبول نمی‌کند.

♦️ باید خودش را اصلاح کند.

امام صادق فرمودند: بد اخلاقی گناهی نا بخشودنی است. هم حق الناس است و هم اینکه توبه انسان بد اخلاق حالت مسخره‌ کردن دارد. توبه بد اخلاق این است که از این بد اخلاقی به هر حیله‌ و جهاد و مبارزه‌ای بیرون بیاید.
 بداخلاقی توبه ندارد مگر اینکه انسان تغییر رویه بدهد و خوش اخلاق شود.

حجت الاسلام والمسلمین فرحزاد95/7/12سمت خدا



هفته ای سرشار از سلامتی وموفقیت داشته باشید ودل هایتان کربلایی

شادی روح شهدا کربلا صلوات

اللّـٰهُمَّ صَلِّ عَلےٰ مُحَمَّدٍ وَّ آلِ مُحَمَّدٍ وَّ عَجِّلْ فَرَجَهُم

 

 

 

در ساحل دریای درونت..
هرموجی که 
به سمتت می آید!!!
 هدیه ای 
از جانب خداوند است.
کافیست،،،، 
در ساحل درونت
 حضور پیدا کنی 
و در سکوت 
و اعتماد 
منتظر هر موهبتش باشی...


تاریخ : سه شنبه 11 آبان 1395 | 08:25 ب.ظ | نویسنده : باب اله عزیزی | نظرات
سلام عزیزان امروز اخر محرم و فردا اول صفر و هر دو روز قمر در عقرب قبل طلوع افتاب صدقه هرچند کم مخصوص این دو روز بدهید ۴ قل و ایت الکرسی را حتما بخوانید خدا حفظتون کنه ان شالله



تاریخ : سه شنبه 11 آبان 1395 | 08:12 ق.ظ | نویسنده : باب اله عزیزی | نظرات
دانش آموزان عزیز  دهم تجربی  می توانند از اینجا نمرات خود را رویت نمایند . با تشکر - عزیزی


طبقه بندی: اطلاعیه،

تاریخ : یکشنبه 9 آبان 1395 | 09:50 ق.ظ | نویسنده : باب اله عزیزی | نظرات
تاریخ : سه شنبه 27 مهر 1395 | 08:19 ق.ظ | نویسنده : باب اله عزیزی | نظرات


از کدام زاویه به نظاره بنشینم و با کدام گزینه معماهای مجهول چگونه شدن را حل نمایم؟

آیا به سمت مثبت بی نهایت(تعز من تشاء) میل کنم یا به سمت منفی بی نهایت(تذل من تشاء)؟

در این هیچ ضلعی دایره واری که بر ذهنم احاطه دارد و بر محور منیت می چرخم و جبرآلودگی ها مرا محاصره ای 360 درجه کرده اند، خداوندا! چه روشی برای حل معادلات لازم است؟ راه گریز از پوسته ضخیم رادیکال جهل را به من بنما تا حاصل آن روز را مثبت کنم.

خداوندا! با پاک کن لطفت، خطوط کشیده بر چهره حقیقت را حذف کن تا برآیند نیرو ها صفر شود، کاری کن تا همچون اقیانوس، عمود بر زمین بایستم و نمودار وجودی ام را با مختصات قابل تعریفی رسم کنم.



تاریخ : یکشنبه 18 مهر 1395 | 08:15 ق.ظ | نویسنده : باب اله عزیزی | نظرات
در جهان بینی اسلامی هدف از آفرینش جهان هستی چیست؟

در رابطه‌ با هدف‌ آفرینش‌ ابتدا باید دید مقصود از هدف‌ چیست‌؟ اشتباهی‌ كه‌ معمولا در این‌ رابطه‌ رخ‌ می‌دهد قیاس‌كردن‌ افعال‌ الهی‌ با كنش‌های‌ انسانی‌ است‌. هدف‌ در افعال‌ بشری‌ معمولا غایت‌ فاعل‌ است‌؛ یعنی‌، كنشگر بر اساس‌ نقص‌ ونیازی‌ كه‌ در خود می‌یابد فعالیتی‌ را آغاز می‌كند و هدفش‌ رفع‌ آن‌ نقص‌ و تأمین‌ نیاز خویش‌ است‌. اما در مورد افعال‌ الهی‌، هدف‌به‌ این‌ معنا معقول‌ نیست‌؛ زیرا او كمال‌ مطلق‌ است‌ و او را نقصی‌ نیست‌ تا با انجام‌ چیزی‌، آن‌ نقص‌ را برطرف‌ سازد. در این‌رابطه‌ گفتنی‌ است‌ كه‌ :
1 ـ افعال‌ الهی‌ هدفمند است‌، به‌ این‌ معنا كه‌ كنش‌های‌ او حكیمانه‌ است‌ و غایت‌ افعال‌ او غایات‌ فعل‌ است‌ نه‌ فاعل‌.مقصود از هدف‌ در این‌ جا سرانجامی‌ است‌ كه‌ آفریده‌های‌ او بدان‌ می‌رسند و آن‌ اتصال‌ به‌ منبع‌ لایزال‌ هستی‌ و فنای‌ در كمال‌مطلق‌ است‌ و به‌ قول‌ مولوی‌: چون‌ قطره‌ای‌ كه‌ در دریا افتد و دریا شود. او در آفرینشش در پی رفع نیازش نبود. باید توجه داشت كه لازم نیست سابق‌ بر هر كاری‌ حتما نیازی‌ باشد. چنین‌ برداشتی‌ از مقایسه‌ افعال‌ الهی‌ باكنش‌های‌ بشری‌ كه‌ موجودی‌ سراپا نیاز است‌ و همواره‌ در جست‌ و جوی‌ تأمین‌ احتیاجات‌ خویش‌ می‌باشد، ناشی‌ شده‌ است‌.
یك‌ عمل‌ می‌تواند حكیمانه‌ باشد در صورتی‌ كه‌ نتایجی‌ خوب‌ و ارزشمند به‌ بار آورد. هرچند این‌ نتایج‌ به‌ فاعل‌ برنگردد،بلكه‌ به‌ فعل‌ و آفریده‌ بازگشت‌ نماید.
اگر وارد كارخانه‏ ای شوید كه در آن‏، نظام و ترتیب دقیق ببینید، چرخ های آن را در گردش، دستگاه های مختلف آن را با هم هماهنگ و اعضا و اجزای آن را مرتبط به هم مشاهده نمایید و ببینید كه اجزای این كارخانه از هم یاری گرفته و درستی كار هر یك وابسته به درستی و بی عیبی كار سایر اجزای كارخانه است، چه می ‏فهمید و چه می‏ گویید؟
می‏ فهمید كه این كارخانه را برای غرض و نتیجه و هدف ساخته ‏اند؛ هر چند شما آن هدف را نشناسید، زبان به تحسین سازندة آن باز می ‏كنید و بر صنعت و هنر او آفرین می‏ گویید.
در این موضوع، آیات قرآن مجید و احادیث نیز عقل را در آن چه درك می ‏كند، تأیید می‏ نمایند و نیز عقل را در آنچه مستقلاً از درك آن‏ عاجز است، راهنمایی می ‏نماید.
راجع به این كه خلقت، بیهوده و بی‏هدف و بازی نیست، آیات متعددی در قرآن مجید آمده است؛ از آن جمله:
«وَ ما خَلَقْنا السَّماءَ وَ الارْضَ وَ ما بَیْنَهُما باطُلاً ذلِكَ ظَنُّ الَّذینَ كَفَرُوا» : آسمان و زمین و آن چه را در بین آنها است به باطل نیافریدیم؛ این گمان آن كسانی است كه كافر گردیدند. (ص/27)
«وَ ما خَلَقْنا الْسَّماواتِ وَ الارضَ وَ ما بَیْنَهُما لاعِبین» :آسمان‏ها و زمین و آن چه در آنها است؛ به بازیچه نیافریدیم. (دخان/38)
در آیه 85 سوره حجر مى‏فرماید: «و ما خَلَقنا السّموتِ و الأرضَ و ما بَیْنَهُما إلا بالحَقِّ...»؛ خداوند آسمان و زمین و آن چه را كه میان آن دوست، جز به حق نیافرید.
از جمله آیاتی كه صراحت دارد بر اینكه آفرینش بیهوده و باطل نیست و خردمندان بر بیهوده نبودن آفرینش گواهی می‏ دهند، این دو آیه است:
«اِنَّ فی خَلْقِ السَماواتِ والارضَ وَ اخْتِلافِ اللّیْلِ وَ النَّهار لایاتٍ لِاُوِلی الاَلْبابِ الَذینْ یَذْكُروُنَ اللهَ قیاماً وَ قُعوداً وَعَلی جُنُوبِهِمْ وَ یَتَفَكَرُونَ فی خَلْقِ السَّماواتِ والاَرضِ رَبَّنا ما خَلَقْتَ هذا باطُلاً سُبّحانَكَ فَقِنا عَذابَ النّارِ» : به تحقیق در آفرینش آسمانها و زمین و گردش شب و روز، هر آینه نشانه ‏هایی برای خردمندان است؛ آنان كه خدا را یاد می ‏كنند در حالی كه ایستاده و نشسته و بر پهلو خوابیده اند و تفكر در خلق آسمانها و زمین می ‏نمایند، پروردگارا! این را باطل نیافریدی؛ منزّهی تو؛ پس ما را از عذاب آتش نگاه دار. (آل‏عمران/191 ـ 190)
راجع به هدف خلقت بسیاری از اشیاء و اعضاء، آیات متعدّدی در قرآن مجید است كه با صراحت بیان می‏دارد كه هدف خلقت و نتیجة آفرینش آنها، همان منافعی است كه از آنها ظاهر می‏شود و خواصّی است كه دارا هستند؛ برخی از این منافع مشهود و معلوم بوده و روز به روز ظاهرتر می‏ گردد و برخی دیگر هنوز هم مخفی است.
2 ـ منظور از خلقت‌، شناخته‌ شدن‌ خداو عبادت‌ او است‌. در این‌ صورت‌ چیزی‌ به‌ خدا افزوده‌ نمی‌شود و نقصی‌ از اوبرطرف‌ نمی‌گردد. بلكه‌ كمال‌ نهایی‌ بندگان‌ در شناخت‌ و عبودیت‌ پروردگار است‌. در واقع‌ این‌ جا همان‌ غایت‌ خلقت‌ - كه‌كمال‌ است‌ - آمده‌ ولی‌ از طریق‌ ذكر سبب‌ كه‌ همان‌ خداشناسی‌ و خداپرستی‌ است‌. بنابراین‌ با شناخت‌ خدا و بندگی‌ او، چیزی‌به‌ خدا اضافه‌ نمی‌شود. بلكه‌ بندگان‌ به‌ كمال‌ نهایی‌ می‌رسند، همان‌ كمالاتی‌ كه‌ برای‌ رسیدن‌ به‌ آن‌ خلق‌ شده‌ و آرمانی‌ برتر از آن‌مقصود نیست‌.
در خلقت و آفرینش، دو هدف مى‏توان تصور نمود: نخست هدف متوسط، دوم هدف غایى و عالى. با مراجعه به آیات قرآن و روایات اهل بیت (علیهم‏السلام) روشن مى‏شود كه هدف متوسط، خلقت براى عبادت و بندگى خداست؛ این مطلب در همه پدیده‏هاى عالم سارى و جارى است. خداوند در آیه 44 سوره اسراء، درباره همه اشیاء مادى عالم مى‏فرماید: «... و إن ِمن شىٍ‏إلاّ یُسَبِّح بحمدِهِ ولكن لا تَفقهُون تَسبیحَهُم...»؛ همه موجودات تسبیح خدا مى‏گویند، اما شما تسبیح آن‏ها را نمى‏فهمید.و درباره انسان و جن نیز در سوره ذاریات، آیه 56 مى‏فرماید: «وَ مَا خَلقتُ الجِنَّ و الإنسَ إلاّ لِیَعبُدُونِ»؛ آفرینش انسان و جن براى بندگى است.
بنابراین از دیدگاه وحى، همه هستى تسبیح گوى ذات او هستند و مشغول عبادت، و عبادت هم هدف متوسط خلقت است.
اما هدف عالى و غایى، وصول به مبدأ نور هستى است. یعنى منتهى الیه سیر مخلوقات، اوست: «وَ أَنّ إلى رَبِّكَ المُنْتهى‏»؛. انتهاى سیر انسان به سوى پروردگار است.
«إنَّ إلى رَبّكَ الرُّجْعى‏»؛ برگشت به سوى خداست (علق/ 8 ) . «إنا لِله و إنا اِلَیه راجِعون»؛(بقره/ 156 ) كه همگى این آیات، غایت سیر را روشن مى‏كنند. پس روشن شد كه هدف غایى خلقت، به كمال رسیدن همه موجودات و رسیدن انسان به مقام قرب الهى است.
3 ـ آفرینش‌ مقتضای‌ فیاضیت‌ مطلقه‌ الهی‌ است‌. در این‌ رابطه‌ باید ابتدا درك‌ فلسفی‌ درستی‌ از وجود و هستی‌ داشته‌ باشیم ‌و سپس‌ به‌ تبیین‌ رابطه‌ آن‌ با فیاضیت‌ مطلقه‌ الهی‌ بپردازیم‌:
1-3- در چشم‌انداز و تحلیل‌ فلسفی‌ وجود ، عین‌ خیر و كمال‌ است‌ و عدم ،‌ شر. بنابر این‌ وجود بنفسه‌ خیر و كمال‌، و بهتر از نیستی‌ است‌.
2-3- خداوند واجب‌ الوجود بالذات‌ و واجب‌ من‌ جمیع‌ الجهات‌ است‌. یعنی‌، همه‌ كمالات‌ وجودی‌ را به‌ طور مطلق‌ داراست‌، بلكه‌ عین‌ همه‌آنهاست‌. و از هرگونه‌ نقص‌، كاستی‌ و عیبی‌ پیراسته‌ است‌.
3-3- از جمله‌ كمالات‌ مطلقه‌ الهی‌، فیاضیت‌ علی‌ الاطلاق‌ است‌. درك‌ این‌ ویژگی‌ و پیامدهای‌ آن‌ در فهم‌ مسأله‌ نقش‌ جدی‌ و اساسی دارد. در این‌ جا باید مفهوم‌ فیاضیت‌ را به‌ درستی‌ فهم‌ كرد. برای‌ فیاضیت‌ لااقل‌ دو معنا می‌توان‌ به‌ دست‌ آورد:
الف‌) اعطای‌ وجود به‌ هر چیزی‌ كه‌ امكان‌ وجود دارد. با توجه‌ به‌ این‌ كه‌ وجود خیر است‌، اگر چیزی‌ امكان‌ هست‌ شدن‌داشته‌ باشد و به‌ او افاضه‌ وجود نشود، خارج‌ از دو صورت‌ نیست‌: یا فاعلی‌ توانا وجود ندارد كه‌ به‌ آن‌ هستی‌ دهد، و یا فاعل‌توانمندی‌ هست‌ كه‌ از افاضه‌ وجود خودداری‌ كرده‌ است‌. هر دو در مورد خداوند محال‌ است‌. زیرا: اولا، خداوند قدرت‌ و توان‌افاضه‌ وجود به‌ هر ممكن‌ الوجودی‌ را دارد. ثانیا، خودداری‌ از افاضه‌ وجود، با توجه‌ به‌ خیر بودن‌ وجود، بخل‌ است‌ و بخل‌خلاف‌ فیاضیت‌ مطلقه‌ الهی‌ است‌.
ب‌ ) شرایط‌ كمالات‌ برتر را برای‌ امور موجود فراهم‌ ساختن‌. این‌ نیز چیزی‌ است‌ كه‌ خداوند در نظام‌ هستی‌ قرار داده‌ وجریان‌ هستی‌ را به‌ سمت‌ كمال‌ نهایی‌ به‌ جریان‌ انداخته‌ و تمام‌ شرایط‌ كمال‌ را برای‌ موجودات‌ فراهم‌ ساخته‌ است‌. البته‌ كمال‌در غیر انسان‌، به‌ نحو غیر اختیاری‌ و در مورد انسان‌ اختیاری‌ است‌ و خداوند همه‌ لوازم‌ آن‌ را فراهم‌ كرده‌ است‌. لازمه‌ فیاضیت‌ او این‌ است كه خلق كند و به آفریده هایش هستی بخشد. به‌ عبارت‌ دیگر رابطه‌ فیاضیت‌ وخودداری‌ از خلقت‌ و كمال‌ بخشیدن‌ به‌ هستی‌ رابطه‌ تناقض‌ است‌. از این‌ رو میرداماد می‌فرماید: «از خدا واجب‌ است‌، نه‌ بر اوكه‌ بیافریند و كمال‌ ببخشد».
به دیگر سخن، آفرینش نوعى احسان و فیض است از جانب خدا نسبت به مخلوقات؛ و چنین آفرینشى حُسن ذاتى دارد؛ و قیام به انجام فعلى كه ذاتاً پسندیده است، جز این كه خود فعل زیبا باشد، به چیز دیگر نیاز ندارد. لذا چون خداوند فیاض على الاطلاق است فیضش را در سراسر عالم جاری ساخته و مخلوقاتی كه تا پیش از این وجودی نداشتند را ایجاد كرد و در عالم هستی سكنایشان داد.

تاریخ : سه شنبه 13 مهر 1395 | 04:19 ب.ظ | نویسنده : باب اله عزیزی | نظرات
کلیدواژه: ضرورت معاد، عدل، حکمت، تجرد نفس.
پرسش: دیدگاه قرآن در مورد ضرورت معاد چیست؟
پاسخ: از موضوعات بسیار مهم و سرنوشت‌ساز انسان، معاد است. مهم‌ترین منبع ایمان به معاد، وحی الهی است که به وسیله پیامبران به بشر ابلاغ شده است. انسان پس از آنکه خدا را شناخت و به صدق گفتار پیامبران ایمان آورد، به روز قیامت که همه پیامبران ایمان به آن را سرلوحه تبلیغ و دعوت خود قرار داده اند، ایمان پیدا می‌کند. این خود نوعی برهان بر اثبات معاد است، ولی از آنجا که معرفت تفصیلی، در تقویت و تحکیم ایمان مؤثر است و نیز از سوی دیگر، قرآن کریم با دلایل روشن عقلی، قطعی بودن جهان پس از مرگ و برانگیخته شدن انسان‌ها را در روز قیامت اثبات نموده است، در این مقاله ضرورت معاد را از نگاه قرآن و متکلمان بررسی می‌کنیم.


ادله قرآن برای ضرورت معاد[ویرایش]



حکما و متکلمان دلائل زیادی بر ضرورت معاد اقامه کرده‌اند که منبع و منشأ همه این دلائل را می‌توان در آیات قرآن جستجو کرد. در این فصل به برخی از دلایل قرآنی اشاره می‌کنیم:

← هدفمندی آفرینش
دلیل اول این که خداوند حق است و به همین خاطر فعل او نیز حق بوده، منزّه از هر لغو و باطلی است. خلق انسان بدون وجود حیات جاودان در حقیقت امری لغو و بیهوده است. چنانکه خدا می‌فرماید:
«افحسبتم انما خلقناکم عبثاً و انکم الینا لاترجعون» [۱]
«آیا گمان بردید که شما را بیهوده خلق کردیم و به سوی ما باز نمی‌گردید.»

← عدل خداوند
دلیل دوم اینکه عدل الهی ایجاب می‌کند که با نیکوکاران و گنهکاران در مقام جزا یکسان معامله نشود. [۲] به عبارت دیگر تحقق اجرای عدالت کامل و اعطای ثواب و عقاب در این حیات دنیوی ممکن نیست. از طرف دیگر، برای بعضی از اعمال خوب و بد، جزایی مقرر است که در وسع این عالم نمی‌گنجد، لذا ناگزیر از وجود عالمی دیگر است که در آن عدل الهی به طور کامل محقق شود؛ خداوند به این دلیل چنین اشاره می‌فرماید:
«ام نجعل الذین آمنوا و عملوا الصالحات کالمفسدین فی الارض ام نجعل المتقین کالفجار ‌ [۳]»
آیا کسانی که ایمان آوردند و عمل صالح انجام دادند را با مفسدین فی الارض یکسان قرار می‌دهیم ؟ آیا متقین را مانند فجار و گناهکاران قرار می‌دهیم؟ [۴]
با این توضیحات اگر معاد نباشد، تکلیف هم به عنوان عملی که خداوند برای آن پاداش در نظر گرفته، بیهوده و لغو خواهد بود و همین هم مقتضای عدل الهی است که پاداش آنانکه به تکلیف او عمل کردند را در روز قیامت بدهد. فاضل مقداد در شرح باب حادی عشر به همین نکته اشاره کرده می‌فرماید: اگر معاد در کار نباشد، تکلیف قبیح خواهد بود و فرض دوم باطل است پس مقدم هم مانند آن باطل است. [۵] همچنین علامه حلی می ‌فرماید: هرکس حقی بر گردن اوست یا برگردن دیگران حقی دارد، برانگیختن او عقلاً واجب است و اما غیر ایشان (یعنی کسانی که هیچ حقی نه بدهکار و نه طلبکارند) هم واجب است که برانگیخته شوند، به دلیل نقل. [۶]

← رسیدن انسان به کمال
"دلیل سوم اینکه خداوند ابتدا بشر را در این عالم، از ذره کوچکی آفرید، سپس جسم او را ذره ذره کامل فرمود تا به مرحله‌ای رسید که روح در او دمیده شد که در اینجا خداوند با این آفرینش، از خود، با تعبیر احسن الخالقین یاد می‌کند. آنگاه او را با مرگ از منزل دنیوی به عالم دیگر منتقل می‌کند، تا این راه، کمالی باشد برای مرحله متقدم مذکور، بنابراین اگر عالم دیگری در کار نباشد این سیر کمالی ناقص مانده و هدف از خلقت انسان محقق نمی‌شود. خداوند در قرآن نیز این مراحل را متوالی و پشت سر هم ذکر نموده، پس از مراحل آفرینش انسان می فرماید:
«ثم انشأناه خلقاً آخر فتبارک الله احسن الخالقین ثم انکم بعد ذلک لمیتون ثم انکم یوم القیامه تبعثون» [۷]
پس از آن (به دمیدن روح پاک مجرد) خلقتی دیگرش انشا نمودیم آفرین بر (قدرت کامل) خدای که بهترین آفرینندگان است. سپس شما آدمیان همه خواهید مرد. و آن گاه روز قیامت مبعوث خواهید شد. [۸]

← معاد مقتضای ربوبیت
"دلیل چهارم اینکه معاد مقتضای ربوبیت است. ربوبیت حاکی از مالک بودن ربّ و مملوک بودن مربوب است. رابطه ربوبیت مقتضی آن است که مربوب در برابر رب مسئول باشد و نیز رب او را مهمل نگذارد و به حساب اعمال او برسد و او را در برابر کارهایش جزا دهد و چون محاسبه اعمال در این جهان تحقق نمی‌یابد باید جهان دیگری وجود داشته باشد که لوازم ربوبیت در آن تحقق یابد. حاصل آنکه ربّ بدون مربوب بی‌معناست و از طرفی کسی که مهمل و رهاست و اعمال و کردارش مورد محاسبه قرار نمی‌گیرد، مربوب نخواهد بود. شاید از همین روست که قرآن کریم روی کلمه ربّ تکیه می‌کند و می‌فرماید:
یا أَیُّهَا الْإِنْسانُ إِنَّکَ کادِحٌ إِلی‌ رَبِّکَ کَدْحاً فَمُلاقِیه‌ [۹]
ای انسان! تو با تلاش و رنج به سوی پروردگارت می‌روی و او را ملاقات خواهی کرد.
و نیز می‌فرماید:
وَ إِنْ تَعْجَبْ فَعَجَبٌ قَوْلُهُمْ أَ إِذا کُنَّا تُراباً أَ إِنَّا لَفِی خَلْقٍ جَدِیدٍ أُولئِکَ الَّذِینَ کَفَرُوا بِرَبِّهِم‌ [۱۰]
و اگر می‌خواهی (از چیزی) تعجب کنی عجیب گفتار آنها است که می‌گویند آیا هنگامی که خاک شدیم (بار دیگر زنده می‌شویم و) به خلقت جدیدی باز می‌گردیم؟! آنها کسانی هستند که به پروردگارشان کافر شده‌اند.
دلالت آیه دوم بر مطلوب روشن تر است زیرا بیانگر آن است که کفر آنها نسبت به پروردگارشان، آنان را منکر معاد شاخت و اگر حقیقت ربوبیت را می‌دانستند و پروردگارشان را می‌شناختند اذعان می‌کردند که مستلزم تحقق روزی است که در آن کردار مردم مورد حاسبرسی قرار می‌گیرد." [۱۱]

← تحقق وعده‌های الهی
دلیل پنج اینکه معاد جایگاه تحقق وعد و وعیدهای الهی است. [۱۲] این دلیل از دو مقدمه تشکیل شده که یکی شرعی و دیگری عقلی است. مقدمه شرعی اینکه خداوند صالحان را وعده پاداش و گنهکاران را وعده کیفر داده است و مقدمه عقلی اینکه عمل به وعده نیکو و تخلف از آن ناپسند است. آیات پیرامون این دلیل بر دو دسته‌اند، در یک دسته اصل وعده خداوند به برپا شدن بساط قیامت و پاداش و کیفر مطرح می‌شود (مانند آیات۸۳ سوره زخرف،۳۱و۳۲ سوره ق،۴۳ سوره حجر) [۱۳] [۱۴] [۱۵] [۱۶]و در دسته دیگر اینکه خداوند به وعده اش عمل می‌نماید؛ مانند اینکه می‌فرماید: «انک لا تخلف المیعاد.» [۱۷]
محقق طوسی استدلال خود بر ضرورت معاد را بر همین اساس پی می‌ریزد و می‌گوید: "لزوم وفای به عهد، دلیل بر ضرورت رستاخیز است." [۱۸]

← معاد هدف نهایی آفرینش
دلیل ششم اینکه بنا به فرموده خداوند در برخی از آیات قرآن، معاد هدف نهایی آفرینش و آخرین مرحله تکامل عمومی است. (برای نمونه می توان به آیات ۸۵سوره حجر و ۱۶و۱۷ سوره انبیا اشاره کرد.) [۱۹] [۲۰] [۲۱] طبق این آیات،فرا رسیدن قیامت در نظام کلی عالم، امری طبیعی است و کاروان هستی در سیر تکاملی خود ناگزیر باید به یک کمال مطلق منتهی شود. بنابراین وجود معاد باید ضرورت داشته باشد. [۲۲]

پانویس[ویرایش]


 

۱. مومنون/سوره۲۳، آیه۱۱۵.    
۲. سبحانی، جعفر، محاضرات فی الالهیات، قم، مؤسسه امام صادق، تلخیص علی ربانی گلپایگانی، ص ۴۰۵
۳. ص/سوره۳۸، آیه۲۸.    
۴. ابراهیمی، عبدالجواد، نظره حول دروس فی العقیده الاسلامیه، موسسه انصاریان، ۱۴۱۷ق، چاپ اول، صص۲۱۷- ۲۱۸
۵. مقداد، فاضل، شرح باب حادی عشر علامه حلی، ترجمه عبدالرحیم عقیقی بخشایشی، دفتر نشر نوید اسلام، ۱۳۸۷ش، ص۱۹۹
۶. مقداد، فاضل، شرح باب حادی عشر علامه حلی، ترجمه عبدالرحیم عقیقی بخشایشی، دفتر نشر نوید اسلام، ۱۳۸۷ش، ص۲۰۱
۷. مومنون/سوره۲۳، آیه۱۴ -۱۶.    
۸. سبحانی، جعفر، العقیده الاسلامیه علی ضوء مدرسه اهل البیت، مؤسسه امام صادق(ع)،۱۴۱۹ق، چاپ اول، ص۲۲۶
۹. انشقاق/سوره۸۴، آیه۶.    
۱۰. رعد/سوره۱۳، آیه۵.    
۱۱. سبحانی، جعفر، معاد شناسی در پرتو کتاب و سنت و عقل، ترجمه علی شیروانی، انتشارات الزهراء،۱۳۷۰،ص۲۳و۲۴
۱۲. برخی می‌گویند: برهان وفای به وعده تنها لزوم معاد را در مورد موحدان و صالحان یعنی آنانکه وعده پاداش داده شده‌اند اثبات می‌کند. در اینجا برهان عقلی دیگری وجود دارد که مدلول آن اعم از این برهان است و تقریر آن چنین است که خداوند از وقوع قیامت خبر داده است، خبرهای الهی صادق و مطابق با واقع است. پس وقوع قیامت امری یقینی و حتمی است. برای توضیح بیشتر: ربانی گلپایگانی،علی، کلام تطبیقی(نبوت،امامت،معاد)، مرکز جهانی علوم اسلامی، ۱۳۸۵ش، ص۳۳۶
۱۳. زخرف/سوره۴۳، آیه۸۳.    
۱۴. ق/سوره۵۰، آیه۳۱.    
۱۵. ق/سوره۵۰، آیه۳۲.    
۱۶. حجر/سوره۱۵، آیه۴۳.    
۱۷. آل عمران/سوره۳، آیه۱۹۴.    
۱۸. طوسی، نصیرالدین، تجرید الاعتقاد، شرح علامه حلی، انتشارات شکوری،۱۳۷۳ش، ص۴۳۰
۱۹. حجر/سوره۱۵، آیه۸۵.    
۲۰. انبیاء/سوره۲۱، آیه۱۶.    
۲۱. انبیاء/سوره۲۱، آیه۱۷.    
۲۲. شریعتی سبزواری، محمد باقر، معاد در نگاه عقل و دین، بوستان کتاب، ۱۳۸۵ش، ص۱۶۶


تاریخ : سه شنبه 13 مهر 1395 | 04:18 ب.ظ | نویسنده : باب اله عزیزی | نظرات


تاریخ : سه شنبه 13 مهر 1395 | 04:17 ب.ظ | نویسنده : باب اله عزیزی | نظرات

باسمه‌تعالی

با عرض سلام و تسلیت ایام سوگواری ابا عبدالله(ع) خدمت شما همکاران گرامی

و همچنین دانش‌آموزان عزیز پایه دهم، برای دریافت بارم بندی دین و زندگی(1)،

  روی لینک ذیل کلیک نمایید:

 

دریافت بارم بندی دین و زندگی(1)، پایه دهم انسانی



تاریخ : سه شنبه 13 مهر 1395 | 04:14 ب.ظ | نویسنده : باب اله عزیزی | نظرات
تعداد کل صفحات : 81 :: 1 2 3 4 5 6 7 ...
لطفا از دیگر صفحات نیز دیدن فرمایید
.: Weblog Themes By SlideTheme :.


  • جوان مکانیک