تبلیغات
دین وزندگی دبیرستان (نمونه دولتی مهر) شهر خدابنده - در جهان بینی اسلامی هدف از آفرینش جهان هستی چیست؟
در جهان بینی اسلامی هدف از آفرینش جهان هستی چیست؟

در رابطه‌ با هدف‌ آفرینش‌ ابتدا باید دید مقصود از هدف‌ چیست‌؟ اشتباهی‌ كه‌ معمولا در این‌ رابطه‌ رخ‌ می‌دهد قیاس‌كردن‌ افعال‌ الهی‌ با كنش‌های‌ انسانی‌ است‌. هدف‌ در افعال‌ بشری‌ معمولا غایت‌ فاعل‌ است‌؛ یعنی‌، كنشگر بر اساس‌ نقص‌ ونیازی‌ كه‌ در خود می‌یابد فعالیتی‌ را آغاز می‌كند و هدفش‌ رفع‌ آن‌ نقص‌ و تأمین‌ نیاز خویش‌ است‌. اما در مورد افعال‌ الهی‌، هدف‌به‌ این‌ معنا معقول‌ نیست‌؛ زیرا او كمال‌ مطلق‌ است‌ و او را نقصی‌ نیست‌ تا با انجام‌ چیزی‌، آن‌ نقص‌ را برطرف‌ سازد. در این‌رابطه‌ گفتنی‌ است‌ كه‌ :
1 ـ افعال‌ الهی‌ هدفمند است‌، به‌ این‌ معنا كه‌ كنش‌های‌ او حكیمانه‌ است‌ و غایت‌ افعال‌ او غایات‌ فعل‌ است‌ نه‌ فاعل‌.مقصود از هدف‌ در این‌ جا سرانجامی‌ است‌ كه‌ آفریده‌های‌ او بدان‌ می‌رسند و آن‌ اتصال‌ به‌ منبع‌ لایزال‌ هستی‌ و فنای‌ در كمال‌مطلق‌ است‌ و به‌ قول‌ مولوی‌: چون‌ قطره‌ای‌ كه‌ در دریا افتد و دریا شود. او در آفرینشش در پی رفع نیازش نبود. باید توجه داشت كه لازم نیست سابق‌ بر هر كاری‌ حتما نیازی‌ باشد. چنین‌ برداشتی‌ از مقایسه‌ افعال‌ الهی‌ باكنش‌های‌ بشری‌ كه‌ موجودی‌ سراپا نیاز است‌ و همواره‌ در جست‌ و جوی‌ تأمین‌ احتیاجات‌ خویش‌ می‌باشد، ناشی‌ شده‌ است‌.
یك‌ عمل‌ می‌تواند حكیمانه‌ باشد در صورتی‌ كه‌ نتایجی‌ خوب‌ و ارزشمند به‌ بار آورد. هرچند این‌ نتایج‌ به‌ فاعل‌ برنگردد،بلكه‌ به‌ فعل‌ و آفریده‌ بازگشت‌ نماید.
اگر وارد كارخانه‏ ای شوید كه در آن‏، نظام و ترتیب دقیق ببینید، چرخ های آن را در گردش، دستگاه های مختلف آن را با هم هماهنگ و اعضا و اجزای آن را مرتبط به هم مشاهده نمایید و ببینید كه اجزای این كارخانه از هم یاری گرفته و درستی كار هر یك وابسته به درستی و بی عیبی كار سایر اجزای كارخانه است، چه می ‏فهمید و چه می‏ گویید؟
می‏ فهمید كه این كارخانه را برای غرض و نتیجه و هدف ساخته ‏اند؛ هر چند شما آن هدف را نشناسید، زبان به تحسین سازندة آن باز می ‏كنید و بر صنعت و هنر او آفرین می‏ گویید.
در این موضوع، آیات قرآن مجید و احادیث نیز عقل را در آن چه درك می ‏كند، تأیید می‏ نمایند و نیز عقل را در آنچه مستقلاً از درك آن‏ عاجز است، راهنمایی می ‏نماید.
راجع به این كه خلقت، بیهوده و بی‏هدف و بازی نیست، آیات متعددی در قرآن مجید آمده است؛ از آن جمله:
«وَ ما خَلَقْنا السَّماءَ وَ الارْضَ وَ ما بَیْنَهُما باطُلاً ذلِكَ ظَنُّ الَّذینَ كَفَرُوا» : آسمان و زمین و آن چه را در بین آنها است به باطل نیافریدیم؛ این گمان آن كسانی است كه كافر گردیدند. (ص/27)
«وَ ما خَلَقْنا الْسَّماواتِ وَ الارضَ وَ ما بَیْنَهُما لاعِبین» :آسمان‏ها و زمین و آن چه در آنها است؛ به بازیچه نیافریدیم. (دخان/38)
در آیه 85 سوره حجر مى‏فرماید: «و ما خَلَقنا السّموتِ و الأرضَ و ما بَیْنَهُما إلا بالحَقِّ...»؛ خداوند آسمان و زمین و آن چه را كه میان آن دوست، جز به حق نیافرید.
از جمله آیاتی كه صراحت دارد بر اینكه آفرینش بیهوده و باطل نیست و خردمندان بر بیهوده نبودن آفرینش گواهی می‏ دهند، این دو آیه است:
«اِنَّ فی خَلْقِ السَماواتِ والارضَ وَ اخْتِلافِ اللّیْلِ وَ النَّهار لایاتٍ لِاُوِلی الاَلْبابِ الَذینْ یَذْكُروُنَ اللهَ قیاماً وَ قُعوداً وَعَلی جُنُوبِهِمْ وَ یَتَفَكَرُونَ فی خَلْقِ السَّماواتِ والاَرضِ رَبَّنا ما خَلَقْتَ هذا باطُلاً سُبّحانَكَ فَقِنا عَذابَ النّارِ» : به تحقیق در آفرینش آسمانها و زمین و گردش شب و روز، هر آینه نشانه ‏هایی برای خردمندان است؛ آنان كه خدا را یاد می ‏كنند در حالی كه ایستاده و نشسته و بر پهلو خوابیده اند و تفكر در خلق آسمانها و زمین می ‏نمایند، پروردگارا! این را باطل نیافریدی؛ منزّهی تو؛ پس ما را از عذاب آتش نگاه دار. (آل‏عمران/191 ـ 190)
راجع به هدف خلقت بسیاری از اشیاء و اعضاء، آیات متعدّدی در قرآن مجید است كه با صراحت بیان می‏دارد كه هدف خلقت و نتیجة آفرینش آنها، همان منافعی است كه از آنها ظاهر می‏شود و خواصّی است كه دارا هستند؛ برخی از این منافع مشهود و معلوم بوده و روز به روز ظاهرتر می‏ گردد و برخی دیگر هنوز هم مخفی است.
2 ـ منظور از خلقت‌، شناخته‌ شدن‌ خداو عبادت‌ او است‌. در این‌ صورت‌ چیزی‌ به‌ خدا افزوده‌ نمی‌شود و نقصی‌ از اوبرطرف‌ نمی‌گردد. بلكه‌ كمال‌ نهایی‌ بندگان‌ در شناخت‌ و عبودیت‌ پروردگار است‌. در واقع‌ این‌ جا همان‌ غایت‌ خلقت‌ - كه‌كمال‌ است‌ - آمده‌ ولی‌ از طریق‌ ذكر سبب‌ كه‌ همان‌ خداشناسی‌ و خداپرستی‌ است‌. بنابراین‌ با شناخت‌ خدا و بندگی‌ او، چیزی‌به‌ خدا اضافه‌ نمی‌شود. بلكه‌ بندگان‌ به‌ كمال‌ نهایی‌ می‌رسند، همان‌ كمالاتی‌ كه‌ برای‌ رسیدن‌ به‌ آن‌ خلق‌ شده‌ و آرمانی‌ برتر از آن‌مقصود نیست‌.
در خلقت و آفرینش، دو هدف مى‏توان تصور نمود: نخست هدف متوسط، دوم هدف غایى و عالى. با مراجعه به آیات قرآن و روایات اهل بیت (علیهم‏السلام) روشن مى‏شود كه هدف متوسط، خلقت براى عبادت و بندگى خداست؛ این مطلب در همه پدیده‏هاى عالم سارى و جارى است. خداوند در آیه 44 سوره اسراء، درباره همه اشیاء مادى عالم مى‏فرماید: «... و إن ِمن شىٍ‏إلاّ یُسَبِّح بحمدِهِ ولكن لا تَفقهُون تَسبیحَهُم...»؛ همه موجودات تسبیح خدا مى‏گویند، اما شما تسبیح آن‏ها را نمى‏فهمید.و درباره انسان و جن نیز در سوره ذاریات، آیه 56 مى‏فرماید: «وَ مَا خَلقتُ الجِنَّ و الإنسَ إلاّ لِیَعبُدُونِ»؛ آفرینش انسان و جن براى بندگى است.
بنابراین از دیدگاه وحى، همه هستى تسبیح گوى ذات او هستند و مشغول عبادت، و عبادت هم هدف متوسط خلقت است.
اما هدف عالى و غایى، وصول به مبدأ نور هستى است. یعنى منتهى الیه سیر مخلوقات، اوست: «وَ أَنّ إلى رَبِّكَ المُنْتهى‏»؛. انتهاى سیر انسان به سوى پروردگار است.
«إنَّ إلى رَبّكَ الرُّجْعى‏»؛ برگشت به سوى خداست (علق/ 8 ) . «إنا لِله و إنا اِلَیه راجِعون»؛(بقره/ 156 ) كه همگى این آیات، غایت سیر را روشن مى‏كنند. پس روشن شد كه هدف غایى خلقت، به كمال رسیدن همه موجودات و رسیدن انسان به مقام قرب الهى است.
3 ـ آفرینش‌ مقتضای‌ فیاضیت‌ مطلقه‌ الهی‌ است‌. در این‌ رابطه‌ باید ابتدا درك‌ فلسفی‌ درستی‌ از وجود و هستی‌ داشته‌ باشیم ‌و سپس‌ به‌ تبیین‌ رابطه‌ آن‌ با فیاضیت‌ مطلقه‌ الهی‌ بپردازیم‌:
1-3- در چشم‌انداز و تحلیل‌ فلسفی‌ وجود ، عین‌ خیر و كمال‌ است‌ و عدم ،‌ شر. بنابر این‌ وجود بنفسه‌ خیر و كمال‌، و بهتر از نیستی‌ است‌.
2-3- خداوند واجب‌ الوجود بالذات‌ و واجب‌ من‌ جمیع‌ الجهات‌ است‌. یعنی‌، همه‌ كمالات‌ وجودی‌ را به‌ طور مطلق‌ داراست‌، بلكه‌ عین‌ همه‌آنهاست‌. و از هرگونه‌ نقص‌، كاستی‌ و عیبی‌ پیراسته‌ است‌.
3-3- از جمله‌ كمالات‌ مطلقه‌ الهی‌، فیاضیت‌ علی‌ الاطلاق‌ است‌. درك‌ این‌ ویژگی‌ و پیامدهای‌ آن‌ در فهم‌ مسأله‌ نقش‌ جدی‌ و اساسی دارد. در این‌ جا باید مفهوم‌ فیاضیت‌ را به‌ درستی‌ فهم‌ كرد. برای‌ فیاضیت‌ لااقل‌ دو معنا می‌توان‌ به‌ دست‌ آورد:
الف‌) اعطای‌ وجود به‌ هر چیزی‌ كه‌ امكان‌ وجود دارد. با توجه‌ به‌ این‌ كه‌ وجود خیر است‌، اگر چیزی‌ امكان‌ هست‌ شدن‌داشته‌ باشد و به‌ او افاضه‌ وجود نشود، خارج‌ از دو صورت‌ نیست‌: یا فاعلی‌ توانا وجود ندارد كه‌ به‌ آن‌ هستی‌ دهد، و یا فاعل‌توانمندی‌ هست‌ كه‌ از افاضه‌ وجود خودداری‌ كرده‌ است‌. هر دو در مورد خداوند محال‌ است‌. زیرا: اولا، خداوند قدرت‌ و توان‌افاضه‌ وجود به‌ هر ممكن‌ الوجودی‌ را دارد. ثانیا، خودداری‌ از افاضه‌ وجود، با توجه‌ به‌ خیر بودن‌ وجود، بخل‌ است‌ و بخل‌خلاف‌ فیاضیت‌ مطلقه‌ الهی‌ است‌.
ب‌ ) شرایط‌ كمالات‌ برتر را برای‌ امور موجود فراهم‌ ساختن‌. این‌ نیز چیزی‌ است‌ كه‌ خداوند در نظام‌ هستی‌ قرار داده‌ وجریان‌ هستی‌ را به‌ سمت‌ كمال‌ نهایی‌ به‌ جریان‌ انداخته‌ و تمام‌ شرایط‌ كمال‌ را برای‌ موجودات‌ فراهم‌ ساخته‌ است‌. البته‌ كمال‌در غیر انسان‌، به‌ نحو غیر اختیاری‌ و در مورد انسان‌ اختیاری‌ است‌ و خداوند همه‌ لوازم‌ آن‌ را فراهم‌ كرده‌ است‌. لازمه‌ فیاضیت‌ او این‌ است كه خلق كند و به آفریده هایش هستی بخشد. به‌ عبارت‌ دیگر رابطه‌ فیاضیت‌ وخودداری‌ از خلقت‌ و كمال‌ بخشیدن‌ به‌ هستی‌ رابطه‌ تناقض‌ است‌. از این‌ رو میرداماد می‌فرماید: «از خدا واجب‌ است‌، نه‌ بر اوكه‌ بیافریند و كمال‌ ببخشد».
به دیگر سخن، آفرینش نوعى احسان و فیض است از جانب خدا نسبت به مخلوقات؛ و چنین آفرینشى حُسن ذاتى دارد؛ و قیام به انجام فعلى كه ذاتاً پسندیده است، جز این كه خود فعل زیبا باشد، به چیز دیگر نیاز ندارد. لذا چون خداوند فیاض على الاطلاق است فیضش را در سراسر عالم جاری ساخته و مخلوقاتی كه تا پیش از این وجودی نداشتند را ایجاد كرد و در عالم هستی سكنایشان داد.

تاریخ : سه شنبه 13 مهر 1395 | 05:19 ب.ظ | نویسنده : باب اله عزیزی | نظرات
.: Weblog Themes By SlideTheme :.


  • جوان مکانیک